نگاهی به روابط راکفلر ها و شاه ایران
حسین عطایی
در میان اشخاص غیرایرانی و عمدتاً آمریکایی که شاه با آنها ارتباط دوستی برقرار کرده بود نام خانواده راکفلر در صدر مینشیند. خاندان راکفلر از جمله معروفترین خانوادههای دارای قدرت اقتصادی و سیاسی در آمریکا از بیش از یک قرن پیش تاکنون بودهاند که شاه با دو برادر از نسل سوم آنها یعنی نلسون راکفلر و دیوید راکفلر آشنا و دوست بود. روابط شاه با این دو برادر را میتوان به دو دوره قبل و بعد از انقلاب تقسیم کرد.
بلکه در بسیاری از موارد پرده نفاق از چهره بر می دارد و خود را برادر صهیونیسم می خواند تا جایی که گوی سبقت را در دشمنی با شیعه از صهیونیست ها می ربایند از این دسته اقدامات می توان فتوای وهابیون مبنی بر حمایت از اسرائیل در جنگ با حزب الله و حتی حماس شمرد که گمان نمی کنم حتی برساده لوح ترین افراد هم موضوع اتحاد شوم بین صهیونیست ها و سلفی ها پوشیده باشد
کنترل جنبشهای عدالت طلبانه و آزادی خواهانه به وسیله ترویج تفرقه و فرهنگ تکفیری بین مسلمانان به عبارت دیگر (اجرای دکترین بگذار مسلمان با مسلمان بجنگد ) به این ترتیب یک دشمن غدار و قدرتمند در مقابل جنبش های شیعه با فکر عاشورایی و حتی جنبش های سنی مانند حماس و اخوان المسلمین ، و در کنار جنبش جهانی صهیونیسم با این تفاوت که صهیونیست ها از بیرون و سلفی ها از درون اسلام به ما ضربه می زنند که البته ضربه آنها کاری تر موثر است
ترویج فرهنگ اسلام هراسی در بین جامعه جهانی خصوصا جوامع غربی ، به وسیله اقدامات خشونت آمیز تروریستی و خلاف عقل و فطرت و عرف ، به گونه ای که به وسیله فتواها ، تکفیر ها ، ترور ها و کشتار هایی که عموما این کشتار ها در شهرها و محل های شیعیان اتفاق می افتد و بزرگ نمایی هایی که در باره این اتفاقات به وسیله ماشین بزرگ تبلیغات غرب انجام می شود ، بسیاری از مردم جهان وقتی کلمه اسلام را می شنوند مفاهیمی مانند ترور ، خشونت ، ظلم به زنان . کشتار بی رحمانه ، و کلاً توحش به ذهن آنها می آید
وهابیت با این رفتار ها به توجه گر جنایت های وسیع غرب در کشور های اسلامی تبدیل شده است و
درگیری گروههای وهابی در پاکستان و افغانستان با ناتو بیشتر به یک جنگ زرگری شبیه است به قول شخصی که می گفت چه کسی باور می کند که طالبان به عنوان یک گروه تروریستی قدرتمندترین ارتش های جهان یعنی پیمان آتلانتیک شمالی را از شهر و استان های افغانستان وادار به عقب نشینی می کند باید به یاد داشته باشید که همین گروه طالبان در زمانی که در اوج قدرت خود و بر مسند حکومت افغانستان بودند شکست های سختی را از حتی پلیس مرزی ایران خورده بودند
پس می توان سخن افرادی را که وهابیت را یکی از سه ظلع اتحاد شوم صلیب و صهیون و سلفی دانسته که در این دوران هم قسم شده اند که نگذارند اسلام ناب محمدی در جهان حاکم شود
این مقاله دارد
مطالب مفید و مرتبط در سایت های دیگر
همکاری مفتی های وهابی با صهیونیست ها
چرا وهابیون با صهیونیست ها به وحدت رسیده اند
سیاستزدگی و دنیازدگی
نکته این مقاله در صدد نقد فکری وهابیت نیست بلکه در صدد بیان عوامل پیدایش و اثرات فرهنگی آن است
همان طور که سابقا گفته شد وهابیت یکی از غذا نماهای معنوی است که در سوپر مارکت معنوی غرب ارائه داده می شود .
مساله وهابیت در ظاهر به فرقه ای انحرافی می ماند که درگیری فرهنگی و در بسیاری از اوقات عملیات ایذایی علیه شیعه ایجاد انجام می دهد ، اما در کمال تاسف باید گفت که جریان وهابیت چیزی فراتر از یک فرقه انجرافی است بلکه جریانی پر قدرت است که می رود فرامین و آموزه های اسلام را به طور کلی از میان بردارد و به جای آن آموزه های خشک و تظاهرهای خوارج گونه را جایگزین کند شرک را به جای توحید ارائه دهد و توحید ناب ولایی را با چوب شرک زدایی دفع کند .
کی از مهم ترین اقدامات ارتش فرهنگی غرب در مقابله با ادیان الهی عملیات فرقه سازی است
هدف دین سازی و فرقه سازی و معنویت سازی
سلطه گران در مقابل تفکر شیعی حسینی یک سری نسخه های بدلی ارائه می کنند به این وسیله حس اسلام گرایی مردم را ارضاء می کنند و حس حقیقت جویی آنها را به جهتی سیر می دهند که تامین کنند منافع آنان باشد یا اینکه اقلاً خنثی و بی ضرر باشد برای مثال فرقه ای می سازند به نام وهابیت که علاوه بر اینکه این فرقه تفکراتش با تفکر صهیونیستی غربی تعارضی ندارد به وسیله خشونت مفرط و بی پایه و اساس و تفکر تکفیری که در این فرقه نهادینه شده باعث می شود اسلام به عنوان یک تفکر خشونت آمیز غیر عقلانی معرفی گردد و مسلمانان را به جهانیان به عنوان انسانهای وحشی و زامبی معرفی کند.
بنابراین این فرقه و اقدامات آن بهترین خوراک برای برنامه های اسلام هراسانه دستگاههای تبلیغاتی صهیونیستی و توجیه گر اقدامات و خشونت آمیز مستکبرین در کشور های اسلامی هستند .
البته این کمترین منفعتی است که وهابیت برای غرب دارد به این معنا که آن خشونت وهابیت نه در مقابل جهان غرب بلکه تیری است که به سوی داخل اسلام و خصوصا تفکر شیعه حسینی نشانه رفته است
با اندکی تفکر به این موضوع پی خواهیم برد که این جریان هم سو با غرب است و در جهت منافع آنها گام بر می دارد شما به هیچ و جه در رسانه نمی بینید که گروههایی مانند القاعده و امثال آن که متاثر از تفکر سلفی و وهابیت هستند عملیات تروریستی خود را در غیر از کشور های اسلامی انجام دهند شما هیچ مبارزه موثری از جانب این گروهها در مقابل گروه وحشی موسوم به اسرائیل انجام نمی گیرد هیچ اقدام جدی در مقابل کشتار مسلمانان در عراق و افغانسستان انجا نمی شود بلکه اگر عملیاتی هم به عنوان مقابله با کشور های ناتو انجام می دهند در این عملیات بیشترین تلفات از مسلمانان است نه نیروهای نظامی غربی اینها همه بدون لحاظ کشتار وسیع شیعیان در عراق ، پاکستان ، یمن ، کشمیر و... آزار و شکنجه آنان در کشور های عربستان صعودی ، بحرین ، کویت و... می باشد وهابیان به راحتی شیعیان را بدتر و پست تر از کفار و یهود می دانند .
اما گونه دیگر فرقه سازی این است که تفکرات بی ضرر نسبت به غرب را ترویج می کنند مانند صوفیه با فرقه های متشتت و گوناگون آن تفکر صوفی گری چند شاخصه مهم دارد که مهم ترین آن را می توان اینها دانست
جدایی دین از سیاست
ذلت پذیری
جدایی مردم از ولایت فقه دانست
جریان صوفیه در عین حال اینکه ادعای شیعه گری و ولایت مداری دارد و در مرحله شعار و تظاهر به ودوستی اهل بیت گوی سبقت را از عموم شیعیان می رباید اما وقت عمل به دستورات اهل بیت که می رسد که مهم ترین آن تبعیت از فقیه عادل است رفتار دگر گونه ای دارند
البته شمار و عدد این فرقه ها بیشتر از آن است که در این مقاله مختصر بتوان آن را جای داد و ما مختصرا به ذکر این دو نمونه برای تبیین نحوه و اهداف این نوع عملیات فرهنگی غرب اکتفا شد
چند نکته که در مجموع این فرقه های ساختگی قابل توجه است :
دور کردن مردم از معنویت عقلانی راستین و ساختن نوعی معنویت تصنعی
جدا کردن از روحانیت و رهبران خصوصا ولایت فقیه
در بیشتر موارد تفکرات التقاتی و پلورالیسم
ترویج ذلت پذیری
دورکردن جامعه اسلامی از تحرک و جنبش های ظلم ستیز و عدالت طلب مبتنی بر آزادگی و همراه با عقلانیت و منطق و ترغیب به تحرکات غیر عقلانی
این مقاله ادامه دارد
مطالب مرتبط در سایت های دیگر
منبع